- انفجار در افغانستان دست کم چهارصد کشته و زخمی برجای گذاشت. این انفجارات در مسیر حرکت خانوم بی نظیر بوتو رخ داد. خانوم بی نظیر بوتو، چند روز پیش بعد از تبئیدی خودخواسته برای حضور دوباره در صحنه ی سیاست از دوبی به کابل بازگشت...
تصویر انفجار را نشان دادند. تصویر بعد از آن را هم نشان دادند. تصاویر ورود بی نظیر بوتو به کشور را هم نشان دادند. خوشحالی مردم. استقبال از بوتو. فریاد شادی. عکس های خوشروی بوتو. بالا و پایین می پرند مردم. احوال خوشی دارند و روزگار را شاد می بینند. شب بعد در مسیر حرکت بوتو انفجار رخ داد. مردم مردند. مردم بودند که جان می دادند. مردم بودند که گریه می کردند و خون سرخ از پای آن ها فواره می زد. خون سرخ شاد بود. انگار مدت ها در میان رگ ها زندانی بوده و حال سرباز کرد و با شادی آزاد شد. بچه ها گریه نمی کردند. شاید داشتند می خندیدند. خوشحال بودند. گناه نکرده و بی دفاع مردند. خدا می داند که چقدر در روزهای آینده به آن ها خوش می گذرد. کودکی ۶.۵ ساله در کنار عکس خندان بی نظیر بوتو افتاده بود. او هم گریه نمی کرد. انقدر خوشحال بود که زبانش بند آمده بود و از حال رفته بود. شیون نمی زد کسی. ناله نمی کرد کسی. صورت کسی پیدا نبود. همه خوشحال بودند و می خندیدند...
و باز هم مردم بودند که مردند. مردم بودند که به دلیل بی دلیلی مردند. دلیل بی دلیلی؟ مگر دلیل از این مهمتر می شود آورد که همه مردند تا خانوم بی نظیر بوتو کار سیاسیش را در کشور آغاز نکند.
- تا کنون هیچ گروهی مسئولیت این انفجار را بر اهده نگرفته.
مسئولیت را بر عهده بگیرند. مسئول این انفجار طالبان باشد. القاعده باشد. آمریکا باشد و هر کشور دیگری. چه فرقی به حال مرده ها می کند؟ مگر خدا مسئولیت زلزله ی بم را بر اهده نگرفت؟ چه شد؟ جواب زنده های مرده دار را چه کسی داد؟ مگر این همه کشتار را گروههای تروریستی بر اهده نمی گیرند؟ چه می شود؟ نه مردی زنده می شود نه زنی نمی میرد. نه فرزندی گریان می شود. همه آرامش می گیرند در کنار عکس بی نظیر بوتو. شاهکار خلقت همین جاست. که بی نظیرها می آیند تا اتفاقات بی نظیر بیفتد. تا همه دلشان از خنده ریسه برود... .
